آیا عملکرد موج یک ذره فقط یک توصیف ریاضی است یا در واقع نوعی موج است؟ آیا تفاوتی بین عملکرد موج و موج وجود دارد؟


پاسخ 1:

اگرچه مکانیک کوانتومی در تئوری میدانی کار ساده ای نیست ، اما فکر می کنم سوال شما یک جواب ساده داشته باشد: یک ذره در واقع یک موج است و برای پیش بینی و توضیح نتایج تجربی ، این ذره را می توان حداقل تا حدی از لحاظ ریاضی با یک عملکرد موج توصیف کرد. کلمات و ریاضیات به خودی خود واحدهای فیزیکی نیستند ، اما می توان از آنها برای توصیف واقعیت استفاده کرد.


پاسخ 2:

بستگی به این دارد که به کدام نظریه اعتقاد دارید. اکثر فیزیکدانان به مکانیک کوانتومی یا فرمول نظریه میدان کوانتومی ریچارد فاینمن اعتقاد دارند و برای آنها این یک توصیف ریاضی است. من فرمول QFT را که جولیان شووینجر از آن استفاده می کند ، ترجیح می دهم که عملکرد موج بسیار واقعی باشد: نوسان در یک زمینه است. اینگونه است که من آن را در کتاب خود "زمینه های رنگ" شرح می دهم:

یک رشته چیست؟ تهیه تصویر آشنا از ذرات جامد و جایگزینی آنها با زمینه های غیرمادی کار ساده ای نیست. به جهشی خیالی نیاز دارد که بزرگتر از تصویر اتمی است که ادینگتون با آن مقابله کرده است. به طور خلاصه ، یک فیلد یک ویژگی یا وضعیت فضا است. این مفهوم میدان در سال 1845 توسط مایکل فارادی در فیزیک به عنوان توضیحی در مورد نیروهای الکتریکی و مغناطیسی معرفی شد. آزمایش او در مورد رشته های آهنی ، که در منطقه در اطراف آهنربا تراز شده اند ، امروز توسط هر دانش آموز فیزیک انجام می شود. با این حال ، این ایده که زمینه ها می توانند به عنوان خاصیت فضا وجود داشته باشند ، بیش از حد بود که فیزیکدانان در آن زمان آن را بپذیرند. در عوض ، آنها ماده ای نامرئی به نام اتر را برای حمل لرزش های EM اختراع کردند. اعتقاد اتر برای چندین دهه وجود داشت ، اما هنگامی که با وجود تلاشهای فراوان ، هیچ شواهدی از وجود آن یافت نشد ، اتر سرانجام کنار گذاشته شد و فیزیکدانان پذیرفتند که حوزه EM به خودی خود وجود دارد. این ایده که فضا می تواند دارای خواص باشد ، کار آسانی نیست ، اما با تمام شدن این کتاب ، شما با مفهوم زمینه ها آشنا خواهید شد. ... کوانتومی چیست؟ در صدمین سال 1900 ، ماکس پلانک این ایده را به وجود آورد که زمینه EM یک زمینه "کلاسیک" مداوم نیست ، بلکه از قطعات یا تکه هایی تشکیل شده است که او آن را کوانتومی خواند (از لاتین کوانتومی "چقدر"). در حالی که زمینه EM کلاسیک ماکسول می تواند به طور دلخواه کوچک باشد ، زمینه های کوانتومی شامل قطعاتی هستند که قابل کاهش نیستند. Quanta می تواند همپوشانی داشته باشد ، اما هرکدام هویت خود را حفظ می کنند. زندگی می کند و مرگ خودش را می میرد. به این معنا و تنها به این معنا ، Quanta مزرعه شبیه ذرات است. "ذرات" quanta هستند. در دهه 1920 مشخص شد ذراتی که ماده را تشکیل می دهند خاصیت موج دارند. این منجر به توسعه QM با دوگانگی موج ذرات مشخص آن شد. این مشکل آزار دهنده (به نقل قول نورسن در بالا مراجعه کنید) با افزودن QFT حل شد. ذره ای در QFT وجود ندارد. فقط زمینه وجود دارد این جولیان شوینجر بود که فرمول QFT را در سال 1954 با استفاده از زمینه های نیرو و زمینه های ماده به طور برابر انجام داد. این دو مفهوم کلاسیک مختلف [ذرات و امواج] با هم ادغام می شوند و به چیزی منتقل می شوند که هیچ همسایه ای کلاسیک ندارد. زمینه کمی ، که یک مفهوم جدید از خود است ، واحدی که جایگزین دوگانگی کلاسیک می شود. - J. شووینجر

اگر می خواهید در مورد چگونگی حل QFT پارادوكسهای QM و نسبیت اطلاعات بیشتری کسب كنید ، می توانید در اینجا به كتاب من "نگاه كنید". اما حتی اگر اینطور نیست ، لطفا ادای احترام من به Quora an Schwinger را بخوانید - "انیشتین مدرن" (اینجا) ، که اکنون 225،000 بازدید دارد.


پاسخ 3:

من فکر می کنم شما به این نکته رسیدید. عملکرد موج نحوه عملکرد سیستم شما را تنظیم می کند. ذرات وقتی در تعامل با ماده هستند (مانند مجموعه عملکرد موج) مانند یک رویداد شبیه به نقطه رفتار می کنند ، اما هنگام حرکت مانند امواج رفتار می کنند. من می توانم کشف نشده اضافه کنم. (به عنوان مثال ، شما نمی توانید نور را در اطراف منظره خود مشاهده کنید.) نور را باید به عنوان ذره ای (فوتون های کوانتومی) با عملکرد موج کوانتومی درک کرد که می تواند احتمال مکان های احتمالی فوتون را توصیف کند. یعنی این احتمالات یا احتمالی است که به عنوان الگوهای تداخل یا پراش در صفحه نمایش توزیع می شود و به عنوان یک موج خود نمی درخشد.


پاسخ 4:

این آزمایش واحد این واقعیت را ثابت کرده است که الکترون ها و سایر ذرات کوانتومی دیگر واقعاً امواج هستند زیرا آنها الگوی تداخل واقعی ایجاد می کنند. در اینجا می توان گفت پرتوی الکترون مانند موج رفتار می کند ، اما وقتی از یک الکترون جدا شده یا چنین ذره کوانتومی صحبت می کنیم ، موج نیست.

اما در کمال تعجب ، حتی یک الکترون منفرد که به طور همزمان از طریق شکاف های دوتایی شلیک می شود ، همان الگوی تداخل واقعی را ایجاد می کند که دلالت بر این دارد که یک الکترون واحد در حال دخالت است و برای آن یک الکترون باید موجی باشد. در اینجا بی ربط است که چقدر کمی در مورد این موج می دانیم و زبانی غیر از ریاضی برای توصیف درست آن نداریم. اصولاً این شکست زبان روزمره ما مانند انگلیسی ، فرانسوی یا ژاپنی است و ریاضیات تنها زبانی است که می تواند به درستی با چنین سیستم های ظریف و پیچیده ای برخورد کند.

بنابراین نباید شک کرد که آیا معادله موج شرودینگر واقعیت داشته است ، حتی در کوانتومی واقعی! سیستم های کوانتومی قطعاً مانند موج هستند زیرا آنها نیز مانند ذرات هستند.

اکنون تنها بخشی از سوال بی پاسخ مانده است. چه نوع موج است؟ چه چیزی با الکترون یا درون الکترون یا فراتر از آن حرکت می کند؟ بنابراین اینجاست که استدلال واقعی آغاز می شود. ما در مورد همان معادله شرودینگر تفسیرهای مختلفی داریم. مطابق تفسیر کپنهاگ یا تفسیر سقوط موج ، سیستم های کوانتومی مانند مشاهده یا اندازه گیری یا از نظر فنی صحیح تر مانند حالت موج یا در حالت موج احتمال باقی می مانند. و اگر اندازه گیری کنیم ، سیستم کوانتومی از حالت موج مانند فازی-احتمالی به حالت خاص و ذره ذره بصورت محلی پرش می کند. به این پدیده فروپاشی موج گفته می شود.

تعبیر دیگر از همان معادله شرودینگر تفسیرهای بسیاری در جهان است. بنابراین ، تمام مقادیر احتمال محاسبه شده برای یک الکترون طبق معادله شرودینگر واقعاً وجود دارند ، اما در بسیاری از جهان وجود ندارد. و اگر تصمیم بگیریم اندازه گیری کنیم ، این حالت مختلط بسیاری از جهان شکسته می شود و طبق احتمال احتمالی معادله شرودینگر ، می توانیم الکترون را در دنیای خود پیدا کنیم همانطور که در دنیای دیگری است یا خیر. جهان بسیار.

نظریه های متغیر پنهان و خلبان موج و بسیاری موارد دیگر و روزانه بسیاری از آنها وجود دارد که هر روز در رسانه های اجتماعی ظاهر می شوند. با این حال ، تفسیر معادله شرودینگر مهم نیست ، بلکه تعبیر شرودینگر است. واقعیت الگوی تداخل توسط الکترونها تحت تأثیر عقاید شخصی ما یا تمرکز ما بر تفسیر خاص نیست. این فقط انگلیسی است که سعی در ترجمه ریاضی دارد و بدبختانه از کار می افتد. بنابراین بهترین آنور ، بله ، الکترون موج است ، و ما نمی توانیم به چه شکلی کاملاً و کاملاً کامل به انگلیسی توضیح دهیم.


پاسخ 5:

این آزمایش واحد این واقعیت را ثابت کرده است که الکترون ها و سایر ذرات کوانتومی دیگر واقعاً امواج هستند زیرا آنها الگوی تداخل واقعی ایجاد می کنند. در اینجا می توان گفت پرتوی الکترون مانند موج رفتار می کند ، اما وقتی از یک الکترون جدا شده یا چنین ذره کوانتومی صحبت می کنیم ، موج نیست.

اما در کمال تعجب ، حتی یک الکترون منفرد که به طور همزمان از طریق شکاف های دوتایی شلیک می شود ، همان الگوی تداخل واقعی را ایجاد می کند که دلالت بر این دارد که یک الکترون واحد در حال دخالت است و برای آن یک الکترون باید موجی باشد. در اینجا بی ربط است که چقدر کمی در مورد این موج می دانیم و زبانی غیر از ریاضی برای توصیف درست آن نداریم. اصولاً این شکست زبان روزمره ما مانند انگلیسی ، فرانسوی یا ژاپنی است و ریاضیات تنها زبانی است که می تواند به درستی با چنین سیستم های ظریف و پیچیده ای برخورد کند.

بنابراین نباید شک کرد که آیا معادله موج شرودینگر واقعیت داشته است ، حتی در کوانتومی واقعی! سیستم های کوانتومی قطعاً مانند موج هستند زیرا آنها نیز مانند ذرات هستند.

اکنون تنها بخشی از سوال بی پاسخ مانده است. چه نوع موج است؟ چه چیزی با الکترون یا درون الکترون یا فراتر از آن حرکت می کند؟ بنابراین اینجاست که استدلال واقعی آغاز می شود. ما در مورد همان معادله شرودینگر تفسیرهای مختلفی داریم. مطابق تفسیر کپنهاگ یا تفسیر سقوط موج ، سیستم های کوانتومی مانند مشاهده یا اندازه گیری یا از نظر فنی صحیح تر مانند حالت موج یا در حالت موج احتمال باقی می مانند. و اگر اندازه گیری کنیم ، سیستم کوانتومی از حالت موج مانند فازی-احتمالی به حالت خاص و ذره ذره بصورت محلی پرش می کند. به این پدیده فروپاشی موج گفته می شود.

تعبیر دیگر از همان معادله شرودینگر تفسیرهای بسیاری در جهان است. بنابراین ، تمام مقادیر احتمال محاسبه شده برای یک الکترون طبق معادله شرودینگر واقعاً وجود دارند ، اما در بسیاری از جهان وجود ندارد. و اگر تصمیم بگیریم اندازه گیری کنیم ، این حالت مختلط بسیاری از جهان شکسته می شود و طبق احتمال احتمالی معادله شرودینگر ، می توانیم الکترون را در دنیای خود پیدا کنیم همانطور که در دنیای دیگری است یا خیر. جهان بسیار.

نظریه های متغیر پنهان و خلبان موج و بسیاری موارد دیگر و روزانه بسیاری از آنها وجود دارد که هر روز در رسانه های اجتماعی ظاهر می شوند. با این حال ، تفسیر معادله شرودینگر مهم نیست ، بلکه تعبیر شرودینگر است. واقعیت الگوی تداخل توسط الکترونها تحت تأثیر عقاید شخصی ما یا تمرکز ما بر تفسیر خاص نیست. این فقط انگلیسی است که سعی در ترجمه ریاضی دارد و بدبختانه از کار می افتد. بنابراین بهترین آنور ، بله ، الکترون موج است ، و ما نمی توانیم به چه شکلی کاملاً و کاملاً کامل به انگلیسی توضیح دهیم.


پاسخ 6:

این آزمایش واحد این واقعیت را ثابت کرده است که الکترون ها و سایر ذرات کوانتومی دیگر واقعاً امواج هستند زیرا آنها الگوی تداخل واقعی ایجاد می کنند. در اینجا می توان گفت پرتوی الکترون مانند موج رفتار می کند ، اما وقتی از یک الکترون جدا شده یا چنین ذره کوانتومی صحبت می کنیم ، موج نیست.

اما در کمال تعجب ، حتی یک الکترون منفرد که به طور همزمان از طریق شکاف های دوتایی شلیک می شود ، همان الگوی تداخل واقعی را ایجاد می کند که دلالت بر این دارد که یک الکترون واحد در حال دخالت است و برای آن یک الکترون باید موجی باشد. در اینجا بی ربط است که چقدر کمی در مورد این موج می دانیم و زبانی غیر از ریاضی برای توصیف درست آن نداریم. اصولاً این شکست زبان روزمره ما مانند انگلیسی ، فرانسوی یا ژاپنی است و ریاضیات تنها زبانی است که می تواند به درستی با چنین سیستم های ظریف و پیچیده ای برخورد کند.

بنابراین نباید شک کرد که آیا معادله موج شرودینگر واقعیت داشته است ، حتی در کوانتومی واقعی! سیستم های کوانتومی قطعاً مانند موج هستند زیرا آنها نیز مانند ذرات هستند.

اکنون تنها بخشی از سوال بی پاسخ مانده است. چه نوع موج است؟ چه چیزی با الکترون یا درون الکترون یا فراتر از آن حرکت می کند؟ بنابراین اینجاست که استدلال واقعی آغاز می شود. ما در مورد همان معادله شرودینگر تفسیرهای مختلفی داریم. مطابق تفسیر کپنهاگ یا تفسیر سقوط موج ، سیستم های کوانتومی مانند مشاهده یا اندازه گیری یا از نظر فنی صحیح تر مانند حالت موج یا در حالت موج احتمال باقی می مانند. و اگر اندازه گیری کنیم ، سیستم کوانتومی از حالت موج مانند فازی-احتمالی به حالت خاص و ذره ذره بصورت محلی پرش می کند. به این پدیده فروپاشی موج گفته می شود.

تعبیر دیگر از همان معادله شرودینگر تفسیرهای بسیاری در جهان است. بنابراین ، تمام مقادیر احتمال محاسبه شده برای یک الکترون طبق معادله شرودینگر واقعاً وجود دارند ، اما در بسیاری از جهان وجود ندارد. و اگر تصمیم بگیریم اندازه گیری کنیم ، این حالت مختلط بسیاری از جهان شکسته می شود و طبق احتمال احتمالی معادله شرودینگر ، می توانیم الکترون را در دنیای خود پیدا کنیم همانطور که در دنیای دیگری است یا خیر. جهان بسیار.

نظریه های متغیر پنهان و خلبان موج و بسیاری موارد دیگر و روزانه بسیاری از آنها وجود دارد که هر روز در رسانه های اجتماعی ظاهر می شوند. با این حال ، تفسیر معادله شرودینگر مهم نیست ، بلکه تعبیر شرودینگر است. واقعیت الگوی تداخل توسط الکترونها تحت تأثیر عقاید شخصی ما یا تمرکز ما بر تفسیر خاص نیست. این فقط انگلیسی است که سعی در ترجمه ریاضی دارد و بدبختانه از کار می افتد. بنابراین بهترین آنور ، بله ، الکترون موج است ، و ما نمی توانیم به چه شکلی کاملاً و کاملاً کامل به انگلیسی توضیح دهیم.


پاسخ 7:

این آزمایش واحد این واقعیت را ثابت کرده است که الکترون ها و سایر ذرات کوانتومی دیگر واقعاً امواج هستند زیرا آنها الگوی تداخل واقعی ایجاد می کنند. در اینجا می توان گفت پرتوی الکترون مانند موج رفتار می کند ، اما وقتی از یک الکترون جدا شده یا چنین ذره کوانتومی صحبت می کنیم ، موج نیست.

اما در کمال تعجب ، حتی یک الکترون منفرد که به طور همزمان از طریق شکاف های دوتایی شلیک می شود ، همان الگوی تداخل واقعی را ایجاد می کند که دلالت بر این دارد که یک الکترون واحد در حال دخالت است و برای آن یک الکترون باید موجی باشد. در اینجا بی ربط است که چقدر کمی در مورد این موج می دانیم و زبانی غیر از ریاضی برای توصیف درست آن نداریم. اصولاً این شکست زبان روزمره ما مانند انگلیسی ، فرانسوی یا ژاپنی است و ریاضیات تنها زبانی است که می تواند به درستی با چنین سیستم های ظریف و پیچیده ای برخورد کند.

بنابراین نباید شک کرد که آیا معادله موج شرودینگر واقعیت داشته است ، حتی در کوانتومی واقعی! سیستم های کوانتومی قطعاً مانند موج هستند زیرا آنها نیز مانند ذرات هستند.

اکنون تنها بخشی از سوال بی پاسخ مانده است. چه نوع موج است؟ چه چیزی با الکترون یا درون الکترون یا فراتر از آن حرکت می کند؟ بنابراین اینجاست که استدلال واقعی آغاز می شود. ما در مورد همان معادله شرودینگر تفسیرهای مختلفی داریم. مطابق تفسیر کپنهاگ یا تفسیر سقوط موج ، سیستم های کوانتومی مانند مشاهده یا اندازه گیری یا از نظر فنی صحیح تر مانند حالت موج یا در حالت موج احتمال باقی می مانند. و اگر اندازه گیری کنیم ، سیستم کوانتومی از حالت موج مانند فازی-احتمالی به حالت خاص و ذره ذره بصورت محلی پرش می کند. به این پدیده فروپاشی موج گفته می شود.

تعبیر دیگر از همان معادله شرودینگر تفسیرهای بسیاری در جهان است. بنابراین ، تمام مقادیر احتمال محاسبه شده برای یک الکترون طبق معادله شرودینگر واقعاً وجود دارند ، اما در بسیاری از جهان وجود ندارد. و اگر تصمیم بگیریم اندازه گیری کنیم ، این حالت مختلط بسیاری از جهان شکسته می شود و طبق احتمال احتمالی معادله شرودینگر ، می توانیم الکترون را در دنیای خود پیدا کنیم همانطور که در دنیای دیگری است یا خیر. جهان بسیار.

نظریه های متغیر پنهان و خلبان موج و بسیاری موارد دیگر و روزانه بسیاری از آنها وجود دارد که هر روز در رسانه های اجتماعی ظاهر می شوند. با این حال ، تفسیر معادله شرودینگر مهم نیست ، بلکه تعبیر شرودینگر است. واقعیت الگوی تداخل توسط الکترونها تحت تأثیر عقاید شخصی ما یا تمرکز ما بر تفسیر خاص نیست. این فقط انگلیسی است که سعی در ترجمه ریاضی دارد و بدبختانه از کار می افتد. بنابراین بهترین آنور ، بله ، الکترون موج است ، و ما نمی توانیم به چه شکلی کاملاً و کاملاً کامل به انگلیسی توضیح دهیم.


پاسخ 8:

این آزمایش واحد این واقعیت را ثابت کرده است که الکترون ها و سایر ذرات کوانتومی دیگر واقعاً امواج هستند زیرا آنها الگوی تداخل واقعی ایجاد می کنند. در اینجا می توان گفت پرتوی الکترون مانند موج رفتار می کند ، اما وقتی از یک الکترون جدا شده یا چنین ذره کوانتومی صحبت می کنیم ، موج نیست.

اما در کمال تعجب ، حتی یک الکترون منفرد که به طور همزمان از طریق شکاف های دوتایی شلیک می شود ، همان الگوی تداخل واقعی را ایجاد می کند که دلالت بر این دارد که یک الکترون واحد در حال دخالت است و برای آن یک الکترون باید موجی باشد. در اینجا بی ربط است که چقدر کمی در مورد این موج می دانیم و زبانی غیر از ریاضی برای توصیف درست آن نداریم. اصولاً این شکست زبان روزمره ما مانند انگلیسی ، فرانسوی یا ژاپنی است و ریاضیات تنها زبانی است که می تواند به درستی با چنین سیستم های ظریف و پیچیده ای برخورد کند.

بنابراین نباید شک کرد که آیا معادله موج شرودینگر واقعیت داشته است ، حتی در کوانتومی واقعی! سیستم های کوانتومی قطعاً مانند موج هستند زیرا آنها نیز مانند ذرات هستند.

اکنون تنها بخشی از سوال بی پاسخ مانده است. چه نوع موج است؟ چه چیزی با الکترون یا درون الکترون یا فراتر از آن حرکت می کند؟ بنابراین اینجاست که استدلال واقعی آغاز می شود. ما در مورد همان معادله شرودینگر تفسیرهای مختلفی داریم. مطابق تفسیر کپنهاگ یا تفسیر سقوط موج ، سیستم های کوانتومی مانند مشاهده یا اندازه گیری یا از نظر فنی صحیح تر مانند حالت موج یا در حالت موج احتمال باقی می مانند. و اگر اندازه گیری کنیم ، سیستم کوانتومی از حالت موج مانند فازی-احتمالی به حالت خاص و ذره ذره بصورت محلی پرش می کند. به این پدیده فروپاشی موج گفته می شود.

تعبیر دیگر از همان معادله شرودینگر تفسیرهای بسیاری در جهان است. بنابراین ، تمام مقادیر احتمال محاسبه شده برای یک الکترون طبق معادله شرودینگر واقعاً وجود دارند ، اما در بسیاری از جهان وجود ندارد. و اگر تصمیم بگیریم اندازه گیری کنیم ، این حالت مختلط بسیاری از جهان شکسته می شود و طبق احتمال احتمالی معادله شرودینگر ، می توانیم الکترون را در دنیای خود پیدا کنیم همانطور که در دنیای دیگری است یا خیر. جهان بسیار.

نظریه های متغیر پنهان و خلبان موج و بسیاری موارد دیگر و روزانه بسیاری از آنها وجود دارد که هر روز در رسانه های اجتماعی ظاهر می شوند. با این حال ، تفسیر معادله شرودینگر مهم نیست ، بلکه تعبیر شرودینگر است. واقعیت الگوی تداخل توسط الکترونها تحت تأثیر عقاید شخصی ما یا تمرکز ما بر تفسیر خاص نیست. این فقط انگلیسی است که سعی در ترجمه ریاضی دارد و بدبختانه از کار می افتد. بنابراین بهترین آنور ، بله ، الکترون موج است ، و ما نمی توانیم به چه شکلی کاملاً و کاملاً کامل به انگلیسی توضیح دهیم.