چگونه می توانید تفاوت سوئیچ و هاب را توصیف کنید؟


پاسخ 1:

هاب ها

اصطلاح "hub" گاهی اوقات برای اشاره به دستگاه های شبکه ای که رایانه های شخصی را به هم وصل می کنند ، به کار می رود ، اما در واقع به تکرار کننده چند پورت اشاره دارد. این نوع دستگاه به سادگی تمام اطلاعات دریافت شده را (تکرار) می کند تا همه دستگاه های متصل به درگاه های آن این اطلاعات را دریافت کنند.

هابها هر آنچه را که دریافت می کنند تکرار می کنند و می توان از آنها برای گسترش شبکه استفاده کرد. با این حال ، این می تواند باعث شود ترافیک بسیار غیرضروری به کلیه دستگاههای موجود در شبکه ارسال شود. هاب ها بدون توجه به مقصد مورد نظر ، ترافیک را به شبکه منتقل می کنند. رایانه های شخصی که بسته ها برای آنها ارسال می شود از اطلاعات آدرس در هر بسته استفاده می کنند تا دریابند کدام بسته ها برای آنها در نظر گرفته شده است. تکرار در شبکه کوچک مشکلی ایجاد نمی کند ، اما یک شبکه بزرگتر و شلوغ تر ممکن است برای کاهش میزان ترافیک غیرضروری به یک شبکه متفاوت شبکه (مانند سوئیچ) نیاز داشته باشد.

باجه

سوئیچ ها جریان ترافیک شبکه را بر اساس اطلاعات آدرس در هر بسته کنترل می کنند. سوئیچ می آموزد که دستگاه ها به درگاه های آن وصل شده اند (با نظارت بر بسته های دریافت شده) و سپس آنها را فقط به درگاه مربوطه منتقل می کنند. این امکان ارتباط همزمان از طریق سوئیچ را فراهم می کند و پهنای باند را بهبود می بخشد.

این فرآیند تعویض باعث کاهش میزان ترافیک غیرضروری می شود که در صورت ارسال همان اطلاعات از هر درگاه (همانند یک هاب) ، ممکن است رخ دهد.

سوئیچ ها و هاب ها اغلب در همان شبکه استفاده می شوند. هاب ها با تهیه پورت های بیشتر شبکه را گسترش می دهند و سوئیچ ها شبکه را به بخش های کوچکتر و کم تراکم تقسیم می کنند.


پاسخ 2:

سلام ، عملکرد Switch & Hub برای اتصال چند کاربر برای تبادل داده با یکدیگر ، اما از نظر فنی یکسان است.

سوئیچ در مقایسه با Hub باهوش تر است ، Switch is Mac جدول آدرسهای Mac دستگاه های متصل و فیلتر ترافیک روی لایه 2 لایه پیوند داده OSI ، سپس هاب را روی لایه فیزیکی کار کنید.

هاب صرفاً کورکورانه اطلاعات داده را به دستگاههای متصل منتقل می کند ، صرف نظر از اینکه این داده ها روی کاربر تأثیر می گذارد یا خیر.

اما آخرین سوئیچ های سری Cisco 1900 فناوری VLAN را معرفی می کنند و اکثر فیلترهای ترافیک فقط در لایه 2 قرار دارند ، بنابراین عملکرد شبکه به حدی افزایش می یابد که لایه روی لایه OSI با پروتکل لایه 2 گسترش می یابد.

در صورت تمایل می توانید سؤالات بیشتری بپرسید و با وب سایت ما www.netguru.live با ما تماس بگیرید. در اینجا ما تمام تجربیات خود را که در طول کار شبکه 10 ساله خود به دست آورده ایم می نویسیم. می توانید خیلی راحت شروع کنید.


پاسخ 3:

توپی = تکرار کننده احمق ، معمولاً یک وسیله برقی است که به عنوان تقویت کننده سیگنال عمل می کند. هر سیگنالی که در هر پورت دیگری دریافت می شود بلافاصله تکرار می شود. اگر دو یا چند پورت به طور همزمان سیگنال دریافت کنند ، یکی در مورد تصادف صحبت می کند. همه فرستنده ها می دانند که این تصادف به امید جلوگیری از برخورد دیگر منتظر زمان تصادفی قبل از انتقال مجدد است. هرچه فاصله بین دو نقطه پایانی دورتر باشد ، احتمال وقوع تصادف بیشتر می شود که توسط فرستنده تشخیص داده نشود. این می تواند به از بین رفتن بسته یا بدتر شدن آن منجر شود. در فرکانس / پهنای باند بالاتر ، مسافت ها به سرعت کوتاه می شوند.

دقیقاً مانند یک کنفرانس که در آن هر بلندگو پس از شنیدن برخورد یا بعد از قدم زدن روی بلندگو در انتظار کانال مجانی است. هرچه شرکت کنندگان بیشتر در مسافت های طولانی تری سفر کنند ، برخورد بیشتر و در نتیجه پهنای باند کمتر و همچنین ارسال مجدد بیشتر به دلیل از بین رفتن و برخورد بسته های ساکت و مکث های حاصله ضروری است. در ابتدا مجبور شدیم این دامنه های برخورد را با روتر تقسیم کنیم تا LAN های بزرگ ایجاد کنیم و در نهایت WAN ها با استفاده از اترنت.

استعاره = هر کس را در یک ساختمان با میکروفون متصل تصور کنید. و هیچ کس هماهنگی که صحبت کردن نوبتش باشد را هماهنگ نمی کند.

Switch = Smart Repeater ، وسیله الکترونیکی با توان محاسباتی است. بافرها را در هر پورت اضافه کنید ، هوشمندانه جریان را با فشار دادن پورت های از راه دور به مکث فعال کنید و در غیر این صورت انتخاب کنید که در کدام پورت ها ، برای اولویت بندی ها تکرار کنید ، مثلاً. و توابع کیفیت خدمات ، به اسامی چند.

معادل استعاری = اساساً همه دارای میکروفون و هدفون هستند. سوئیچ اتصالات را هماهنگ می کند و فقط پیام هایی که ممکن است مرتبط باشند به هر شخص ارسال می شود.


پاسخ 4:

توپی = تکرار کننده احمق ، معمولاً یک وسیله برقی است که به عنوان تقویت کننده سیگنال عمل می کند. هر سیگنالی که در هر پورت دیگری دریافت می شود بلافاصله تکرار می شود. اگر دو یا چند پورت به طور همزمان سیگنال دریافت کنند ، یکی در مورد تصادف صحبت می کند. همه فرستنده ها می دانند که این تصادف به امید جلوگیری از برخورد دیگر منتظر زمان تصادفی قبل از انتقال مجدد است. هرچه فاصله بین دو نقطه پایانی دورتر باشد ، احتمال وقوع تصادف بیشتر می شود که توسط فرستنده تشخیص داده نشود. این می تواند به از بین رفتن بسته یا بدتر شدن آن منجر شود. در فرکانس / پهنای باند بالاتر ، مسافت ها به سرعت کوتاه می شوند.

دقیقاً مانند یک کنفرانس که در آن هر بلندگو پس از شنیدن برخورد یا بعد از قدم زدن روی بلندگو در انتظار کانال مجانی است. هرچه شرکت کنندگان بیشتر در مسافت های طولانی تری سفر کنند ، برخورد بیشتر و در نتیجه پهنای باند کمتر و همچنین ارسال مجدد بیشتر به دلیل از بین رفتن و برخورد بسته های ساکت و مکث های حاصله ضروری است. در ابتدا مجبور شدیم این دامنه های برخورد را با روتر تقسیم کنیم تا LAN های بزرگ ایجاد کنیم و در نهایت WAN ها با استفاده از اترنت.

استعاره = هر کس را در یک ساختمان با میکروفون متصل تصور کنید. و هیچ کس هماهنگی که صحبت کردن نوبتش باشد را هماهنگ نمی کند.

Switch = Smart Repeater ، وسیله الکترونیکی با توان محاسباتی است. بافرها را در هر پورت اضافه کنید ، هوشمندانه جریان را با فشار دادن پورت های از راه دور به مکث فعال کنید و در غیر این صورت انتخاب کنید که در کدام پورت ها ، برای اولویت بندی ها تکرار کنید ، مثلاً. و توابع کیفیت خدمات ، به اسامی چند.

معادل استعاری = اساساً همه دارای میکروفون و هدفون هستند. سوئیچ اتصالات را هماهنگ می کند و فقط پیام هایی که ممکن است مرتبط باشند به هر شخص ارسال می شود.