چگونه می توانم تفاوت بین سندرم آسپرگر و اختلالات روانی را بیان کنم؟


پاسخ 1:

من فکر می کنم افراد مبتلا به آسپرگر عموماً تصوری نسبتاً واضح از آنچه واقعی است و خارق العاده است. مشکلات اصلی آنها معمولاً این است که چگونه آنها نسبت به این واقعیت واکنش نشان می دهند ، چه چیزی مناسب و مورد انتظار از آنها است ، و چگونه آنها این واقعیت را تفسیر می کنند - واکنش دیگران چیست؟ رمزگشایی مردم به دلیل درک ما ، می توانیم به چیزهایی بخندیم که دیگران خنده دار به نظر نرسند. من اغلب فکر می کنم استعاره ها خنده دار هستند ، زیرا می توانم تصور کنم که آنها در مورد چه چیزی صحبت می کنند ("چشم خود را برای تاکسی ما باز نگه دارند" ، "من آنقدر گرسنه ام که توانستم اسب بخورم").

هنگامی که من از 8 سال کوچکتر بودم ، فقط به این دلیل که چیزهای زیادی در مورد جهان نمی دانستم اجرا های فوق العاده ای داشتم و تصورات بسیار پر جنب و جوش داشتم. فکر می کردم کارخانه Purina Dog Chow دیزنی لند است زیرا براق است و شبیه قلعه سیندرلا است. برادرم مرا متقاعد كرد كه يك قاتل سريال در خانه خالی از سکنه در تپه مجاور زندگی می کند. من یک اسب خیالی داشتم چون تنها بودم. من همیشه می دانستم که دوستان خیالی در ذهن من هستند و والدینم سرانجام مرا متقاعد می کردند که هیچ قاتل سریالی و قلعه های شاهزاده خانم در محله ما وجود ندارد.

به نظر می رسد 15 سال برای تفکر تخیلی معمولی و تخیلی بسیار پیر است (از نظر شما درباره Suretta Williams). آیا ممکن است که او هم اوتیستیک باشد و هم فریبنده باشد؟


پاسخ 2:

اگر یک بیمار روانی بود ، خبر خوب این است که هزاران متخصص واقعی و صدها قرص وجود دارد که ثابت شده است که در درمان ، اگر نه درمان ، این بیماری کار می کند.

اگر بیمار آسپرگر داشته باشد ، هیچ 2 متخصص خود توصیفی وجود ندارند که در مورد آسپرگر چه چیزی را قبول کنند ، چه رسد به تشخیص بیماری و معالجه یک مورد خاص. صدها قرص کار نمی کنند ، هیچ کدام وجود ندارند. هیچ درمانی اثبات شده وجود ندارد.